آل عــــــــــاشــــــــو ر

وبلاگ دینی مذهبی و فرهنگی اجتماعی

عکس عزاداری حسینیه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شهر بردستان (عاشوری) محرم 91-- 92



+ نوشته شده در  شنبه ۹ آذر۱۳۹۲ساعت 20:53  توسط عاشـور عاشوری  | 

عکس عزاداری حسینیه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شهر بردستان (عاشوری) محرم 91-- 92





























+ نوشته شده در  دوشنبه ۴ آذر۱۳۹۲ساعت 14:20  توسط عاشـور عاشوری  | 






زعفر جنی که بود

زعفر جنی که رئیس و بزرگ شیعیان جن و محب واقعی اهل البیت علیهم السلام در

« بئر ذات العلم » برای خود بساط شادی گسترده و مجلس عروسی بر پا کرده بود، و

سلاطین و بزرگان جن و پری را دعوت کرده ، و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود

که ناگاه متوجه ی صدای گریه شد،زعفر صاحب گریه راخواست،گریه کنندگان دوجن بودند

زعفر گفت این چه وقت گریه و زاری کردن است، گفتند: ای امیر به طور اتفاقی عبور به

شط فرات که عرب آن را قاضریه « نینوا » می خواندند افتاد، در آنجا مشاهده کردیم ،

لشگری بی حد و عدد، در کشتار و مبارزه اند، به جهت اطلاع و خبر دار شدن ،

نزدیک آن لشگر شدیم و دیدیم،درمیان معرکه حسین بن امیرمومنان علیه السلام

پسر آن بزرگوار ی که ما را مسلمان کرده، یکه و تنها ایستاده و بسیاری از یارانش

کشته شده اند، و اعوان و انصا ر وی بسیار کم اند، و خود آن بزرگوار نیز غریبانه تکیه

بر نیزه ی بی کسی نموده بود، و دم به دم و پی در پی می فرمود:آیا کسی هست

 که به فریاد آل محمد برسد؟ آیا کسی هست که عترت پیامبر را حمایت کند؟

آیا کسی هست ذریه ی فاطمه(س) را پناه دهد؟ ای امیر شنیدیم که اهل و عیال

آن بزرگوار، میان خیمه ها صدا به العطش، العطش! بلند داشته اند، و چون این واقعه

 را دیدیم فوری خودمان را به اینجا رسانیدیم،تا تو را خبرکنیم،که اگر ادعای مسلمانی

می کنی، بیائی در برابر نامسلمان از پسر پیغمبر دفاع کنی.

زعفر تا این سخن را شنید بسوی کربلا حرکت کرد، جناب زعفر گفت: وقتی وارد زمین

کربلا شدم، دیدم از 4 فرسخ تا 4 فرسخ، لشگر امام و یارانش را محاصره کرده اند.

همچنین دیدم که فوج عظیم ملائکه، که به شمارنمی آمدند،پردرپر ایستاده اند

دریک سمت « منصور ملک» با سپاهی از ملائکه ودریک طرف« ملک نصر» با

چندین هزار ملائکه ودر یک طرف« میکائیل» با چندین هزار ملائکه و در طرف

دیگر« اسرافیل» باگروه عظیمی از ملائکه، همچنین « ملک الریاح و ملک

البحار وملک الجبال و ملک دوزخ و ملک النار و مالک العذاب » با لشگر خود

منتظر اجازه و فرمانند، ارواح 124000 هزار پیغمبر از آدم تا خاتم هم صف

کشیده اند. خاتم پیغمبران آغوش خود را گشود و به امام فرمودند: پسرم عجله کن

عجله کن که براستی مشتاق تو هستیم، آنگاه امام با گوشه ی چشم خود به سوی

من نگاه کرد و فرمودند: زعفر کجا بودی؟ عرض کردم قربانت گردم خبر بی کسی و

غریبی شما را شنیدم، با 36000 جن آمده ام تا یاری شما نمایم، حضرت فرمودند:

« وفای شما جنیان از آدمی بیشتر است » خدا و رسول از تو راضی باشند،خدمت

تو را خداوند قبول نموده، لازم به زحمت تو نیست، چرا که اینها همه ملائکه ی فتح و

ظفرند، عرض کردم، چرا اجازه نمی دهی با آنان بجنگیم، حضرت فرمودند: شما آنها

را می بینید و آنها شما را نمی بینند و این از جوانمردی به دور است.

زعفر عرض کرد، آقا جان ما هم به صورت انسان ظاهر می شویم، اگر کشته شویم

در راه خدا کشته و شهید شده ایم، حضرت اجازه ندادند و فرمودند: به جای خودت برگرد.

{ ریاض القدس، صدر الدین قزوینی، ج 2 ص 112 }


برگرفته از : http://galere.persianblog.ir


+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۸ آبان۱۳۹۲ساعت 14:49  توسط عاشـور عاشوری  | 



گروه گل یاس

 

 

 
 ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام
 
را به همه شیعیان جهان  تسلیت عرض می کنیم
 
در عزاداری هایتان ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید
 
التماس دعا


http://tabasy.persiangig.com/image/amre%20be%20maroof%20.jpg

 

عزادارى امام حسين عليه السلام در تاریخ


حماسه کربلا، بزرگترين و دلخراش ترين واقعه تاريخ است که پس از 1400 سال

هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به ياد آن واقعه اشکها ريخته مي شود و

ناله و فرياد به پا است. در اين مقاله قصد داريم که سير تاريخي عزاداري شهداي

کربلا را مورد بررسي قرار دهيم.

مراسم عزادارى امام حسين(ع) نخستين بار در روز يازدهم محرم سال 61 هجرى

در كنار اجساد مطهر شهيدان توسط اهل بيت‏ عليه السلام برگزار گرديد.

پس از آن هنگام ورود کاروان اسيران به كوفه، امام زين‏العابدين و حضرت زينب و ام‏

كلثوم عليهم السلام براى مردم كوفه كه براى تماشا آمده بودند، سخنرانى كردند.

در پى اين سخنرانيها صداى ضجه و گريه از خانه‏ها و مردم كوفه بلند شد. که به

نوعي عزاداري براي شهدا و افشاگري امويان بود.

پس از ورود کاروان اسراء به شام و خطابه خواني امام سجاد(ع) در شام، يزيد به

اهل بيت امام حسين اجازه داد كه عزادارى كنند و اهل ‏بيت ‏به مدت سه روز به طور

رسمى در شام عزادارى كردند.  در پى آن خطابه و اين عزاداريها، انقلاب بزرگ

فكرى در شام پديد آمد و اكثر قريب به اتفاق مردم نسبت ‏به دستگاه حاكمه بدبين

شدند.

عزاداري بعدي در مدينه برپا شد. پس از ورود اهل بيت به مدينه عزاى عمومى بر پا

گرديد و تمامى مردم مدينه ناله و ضجه كردند. پس از آن حلقه‏هاى عزادارى توسط

اشخاص و افراد سرشناس بر پا شد. از جمله كسانى كه درمدينه‏ مجلس‏عزادارى

بر پا كرد، حضرت زينب سلام الله عليها بود. اين عزادارى مدينه را در آستانه انفجار

و حركت عمومى قرار داد و عمر بن سعد جريان را به يزيد گزارش داد و اعلام کرد

که " تحقيقا وجود زينب کبري(س) در مدينه انديشه‏ها را تحريك مى‏كند، زيرا او

سخنور و دانا و باهوش است. خود و كسانى كه با او همراهى مى‏كنند، در نظر دارند

براى خونخواهى حسين قيام كنند." تا اين كه حضرت زينب به شام يا مصر تبعيد و

رحلت فرمود.

پس از شهادت امام حسين(ع) ائمه خود اقامه عزادارى مى‏كردند و شيعيان را به

اقامه عزا و گريه و عزادارى تشويق مي نمودند.


سوگواری محرم عزاداری‌ها و یادبودهایی است که به مناسبت کشته شدن

حسین بن علی و یارانش که در واقعه کربلا روی داد، انجام می‌شود. این نبرد در

سال ۶۱ هجری قمری در صحرای کربلا در عراق کنونی اتفاق افتاد. سوگواری

برای حسین بن علی مختص ماه محرم نمی‌شود و در دیگر روزهای سال نیز با

توجه به فرهنگ و رسم هر منطقه انجام می‌شود. سوگواری برای حسین بن علی

و دیگر یارانش از روز نخست محرم آغاز می‌شود و در ظهر عاشورا به اوج می‌رسد.

در غروب و شامگاه عاشورا، این سوگواری تحت عنوان مراسم شام غریبان ادامه

پیدا می‌کند. در روز ۱۲ محرم نیز مراسمی با نام «سوم امام حسین» انجام

می‌شود. این نوع مراسم‌ها در روز ۱۶ محرم با نام «هفتم امام حسین» و ۲۰ صفر

با نام «اربعین» ادامه پیدا می‌کند. مراسم سوگواری سومین امام شیعیان از

دیدگاه شیعه اهمیت بسیاری دارد و انجام آن عبادت است. سوگواری محرم در

جاهای مختلف به صورت‌های گوناگون انجام می‌شود. علاوه بر شیعیان، این

مراسم در میان غیر‌مسلمانان در ترینیداد و توباگو، جامائیکا، هند و ارمنی‌های

ایران برگزار می‌شود. سوگواری محرم علاوه بر ابعاد مذهبی، ابعاد سیاسی و

اجتماعی نیز دارد.

انواع هیأت
  

يك دسته از هیأت ها فقط در محرم و صفر و ديگر ايام سوگواری عمومى تشكيل

مى‏شود. افراد آن در ايام خاصى دور هم جمع شده به عزادارى مى‏پردازند.



+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴ آبان۱۳۹۲ساعت 11:6  توسط عاشـور عاشوری  | 


یا ابا عبداله الحسین

من روز ازل دل به تو دلبر دادم

حق خواست که در دام غمت افتادم

شادی من از فرط غم توست حسین

چون سوخته ی غم تو هستم شادم

از کودکی ام میان هیئت هایت

من آب به دست عاشقانت دادم

بهتر زبهشت، روضه های تو بود

آموخته این راز به من استادم

یک بار که از هیئت تو جا ماندم

دیدم که هزار سال عقب افتادم

نام همه گر شود فراموش قسم

هرگز نرود نام حسین از یادم

آنقدر حسین حسین بگویم محشر

تا روضه بپا شود از این فریادم

قبل از همه جا به کربلایت رفتم

زآن روست که تا روز ابد آبادم

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ آبان۱۳۹۲ساعت 23:42  توسط عاشـور عاشوری  | 






دوباره ماه محرمه       بگو تو با اشک و زمزمه        لبیک یا حسین

----------------

به زیر این پرچم عزا     بگو به مظلوم کربلا            لبیک یا حسین

----------------

دوباره دلها اسیر درد و بلا شدند                   
ز غم شکستند و راهی کربلا شدند

در این شب غصه و مصیبت              وزیده توفان درد و محنت  

  لبیک یا حسین

----------------

از این مصیبت عرش خدا در جوش و خروش     
دوباره هل من معین مولا  رسد به گوش

دوباره تنها شده حسین                 اسیر غمها شده حسین

لبیک یا حسین

----------------

دوباره لبهای تشنه و اشک خیمه ها           
به دوش سقای تشنه لب مشک خیمه ها

دوباره مشکی و تیر کینه                  غم عمو و دل سکینه

لبیک یا حسین

----------------

درای این کاروان نوای حسین حسین         
ز آسمان می رسد ندای حسین حسین

تمام هستی ما حسینه                  به درد دلها دوا حسینه

لبیک یا حسین

----------------

دوباره در زیر برق نیزه نماز عشق      
اذان خون و سجود وصل و نیاز عشق

دوباره قرآن به روی نیزه                         نماز دلها به سوی نیزه

لبیک یا حسین

----------------

دوباره تیر سه شعبه و طفل تشنه ای       
دوباره گودال و حنجر و شمر  و دشنه ای

نوای واغربتای زهرا                          زند شراره به جان صحرا

لبیک یا حسین

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ آبان۱۳۹۲ساعت 23:28  توسط عاشـور عاشوری  | 

تصاویر/ برداشت خرما






+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۰ مهر۱۳۹۲ساعت 17:8  توسط عاشـور عاشوری  | 


فضیلت شب و روز دحوالارض و اعمال آن


شب بيست‏ وپنجم:شب دحو الارض است،يعنى پهن شدن زمين از زير كعبه به روى آب،و از شبهاى بسيار شريف‏ است كه رحمت خدا در آن نازل مى‏یشود،و قيام به عبادت د رآن اجر بسيار دارد،و از حسن بن على وشّاء روايت شده‏ كه گفته:من كودك بودم كه با پدرم در شب بيست‏ وپنجم ماه ذو القعده،در خدمت حضرت رضا عليه السّلام شام خورديم،حضرت فرمود امشب حضرت ابراهيم و حضرت عيسى عليهما السلام متولّد شده‏ اند،و زمين از زير كعبه پهن شده،پس هركه روزش را روزه بدارد،چنان است‏ كه شصت ماه روزه داشته باشد،و در روايت ديگر است كه فرمود:در اين روز حضرت قائم(عج)قيام خواهد كرد. روز بيست‏ وپنجم:روز دحو الارض است،يكى از آن چهار روزى است،كه در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است،و در روايتى آمده:كه روزه اين روز همانند روزه هفتاد سال است و در روايت ديگر آمده كه كفاره هفتاد سال است،و هركه‏ اين روز را روزه بدارد،و شب را به عبادت به سر آورد،براى او عبادت صد سال نوشته شود و براى روزه‏ دار اين روز، كه هرچه در ميان زمين و آسمان است استغفار كند،و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر شده،و براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسيارى است،و بارى اين روز جزء روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل ديگر واردشده است: اوّل:نمازى كه در كتابهاى علماى شيعه از اهل قلم روايت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت[بالا آمدن آفتاب تا پيش از گذشتن از وقت ظهر]در هر ركعت پس از سوره«حمد»پنج مرتبه سوره«و الشّمس»خوانده شود،و پس از سلام بگويد،
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ
هيچ جنبش و نيرويى نيست مگر به خداى برتر بزرگ
آنگاه دعا كند و بخواند:
يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِي عَثْرَتِي يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِي يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
اى ناديده‏گير لغزشها لغزشم را ناديده‏گير،اى اجابت كننده دعاها،دعايم را اجابت كن،اى شنواى صداها،صدايم را بشنو،و به‏ من رحم كن،و از بديهايم و آنچه نزد من است درگذر،اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.
دوّم:خواندن دعايى كه شيخ در كتاب«مصباح»فرموده:خواندن آن مستحبّ است:
اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ أَيَّامِكَ الَّتِي أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِينَ وَدِيعَةً وَ إِلَيْكَ ذَرِيعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِيعَةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِي الْمِيثَاقِ الْقَرِيبِ يَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَيْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ ،
خدايا اى گستراننده كعبه،و شكافننده دانه،و برگيرنده سختى،و برطرف كننده هر گرفتارى،از تو مى‏خواهم‏ در اين روز از روزهايت،كه حقّش را بزرگ گرداندى،و سبقتش را پيش انداختى،و آن را نزد اهل ايمان امانت و و به سوى خود وسيله قرار دادى،و به رحمت گسترده‏ات كه بر محمّد درود فرستى آن بنده برگزيده‏ات‏ در پيمان نزديك،روز ديدار،شكافنده هر امر بسته،و دعوت كننده به حق،و بر اهل بيت پاكش‏ آن راهنمايان،و روشن‏كنندگان راه حق،ستونهاى جبّار،و متولّيان بهشت و دوزخ،و عطا كن به ما از عطاى در خزانه‏ات كه نه بريده شود،و نه منع گردد،تا به وسيله آن توبه،و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمايى
يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ يَا كَفِيُّ يَا وَفِيُّ يَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِيٌّ الْطُفْ لِي بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِي بِعَفْوِكَ وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِي كَرِيمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِي مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى يَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِي أَوْلِيَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِي وَ حُلُولِ رَمْسِي وَ انْقِطَاعِ عَمَلِي وَ انْقِضَاءِ أَجَلِي اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِي عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَيْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِيَنِيَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِي دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِي مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ ،
اى بهترين خوانده شده و كريم‏ترين اميد شده،اى كفايت كننده،اى وفادار،اى آن‏كه لطفش پنهانى است،به لطفت به من لطف كن،و به‏ عفوت خوشبختم نما،و به يارى‏ات تأييدم فرما،و از ذكر كريمانه‏ات فراموشم مكن به حق متوليان امرت و نگهبانان‏ رازت و از گرفتاريهاى روزگار تا روز قيامت و برانگيخته‏شدن خفظم كن‏ هنگام بيرون آمدن جانم،و فرو رفتن در قبرم،و تمام شدن كارم،و سپرى شدن عمرم،اوليايت را به بالينم حاضر كن،خدايا يادم كن،بر طول پوسيدگى،زمانى‏كه در ميان توده‏هاى خاك فرود آيم،و فراموش‏كنندگان از مردم فراموشم كنند،و در خانه اقامت فرودم آر،و در منزل كرامت جايم ده،
وَ اجْعَلْنِي مِنْ مُرَافِقِي أَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِي فِي لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِيئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِي حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِي مِنْهُ مَشْرَبا رَوِيّا سَائِغا هَنِيئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِي خَيْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِيعَادٍ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِيَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِينَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْيَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ.
و از دوستان اوليايت،و برگزيدگان و خاصان درگاهت قرارم‏ ده،و ديدارت را بر من مبارك گردان،و پيش از فرا رسيدن پايان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏كه پاك از لغزشها و گفتار بى‏پايه و منطق تباه باشم.خدايا مرا به حوض پيامبرت محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)وارد كن،و از آن به من بنوشان،نوشاندنى سيراب كننده،روان و گوارا،كه پس از آن هرگز تشنه نشوم،و از ورود به آن طرد نگردم،و از آن‏ منع نشوم،و آن را قرار ده برايم بهترين توشه،و كاملترين وعده‏گا،روزى كه گواهان بپا مى‏خيزند.خدايا لعنت كن گردنكشان‏ گذشته و آينده را،هم آنان‏كه حقوق اوليايت را به ناحق به خود اختصاص دادند.خدايا پايه‏هايشان را بشكن،و پيروان و عمّالشان را نابود ساز،زميه‏هاى هلاكتشان را به زودى فراهم فرما،و كشورهايشان را از دستشان بگير،و راههايشان را بر آنان تنگ كن، و بر آنان‏كه با آنان سهيم و شريكند لعنت فرست.
اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِيَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِينِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِي أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَيْتَ إِلَيْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ يَعُودَ دِينُكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ جَدِيدا غَضّا وَ يَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ يَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى جَمِيعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِي كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِي زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِيَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَيَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَيْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَيْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ [عَلَيْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
خدايا در فرج دوستانت شتاب كن و حقوق تاراج‏رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشكار كن،و او را يارى‏رسان دينت بدار،و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده.خدايا فرشتگان پيروزى را گرداگرد او همواره بدار،و به آن دستورى كه در شب قدر به او القا كردى او را انتقام‏گيرنده خويش‏ قرار ده،تا جايى‏كه خشنود شوى،و دينت به وسيله او،و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد،و حق به طور كامل ناب شود،و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افكنده شود.خدايا بر او و همه پدرانش درود فرست،و ما را از همنشينان و خاندانش قرار بده،و در زمان بازگشتش ما را برانگيز،تا در دوران او در شمار يارانش باشيم.خدايا درك قيامش را روزى ما كن،و در روزگارش ما را حاضر كن،و بر او درود فرست،و سلام او را به ما باز رسان،درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد.
ميرداماد(ره)در رساله اربعه ايّام خود،در بيان اعمال روز دحو الارض فرموده است:زيارت امام رضا عليه السّلام‏ در اين روز افضل اعمال مستحبّ،و مؤكّدترين آداب مى‏باشد،و همچنين زيارت آن حضرت در روز اول ماه رجب الفرد در نهايت تأكيد بوده،و نسبت به آن ترغيب بسيار شده است. روز آخر ماه:سال دويست‏وبيست بنابر مشهور،امام جواد عليه السّلام،در بغداد به سبب زهرى كه معتصم عباسى به ايشان خوراند شهيد شد و اين حاديثه تقريبا پس از درگذشت دوسال‏ونيم از مرگ مأمون عبّاسى اتفاق افتاد،چنان‏كه خود آن جناب مى‏فرمود الفرج بعد المامون بثلاثين شهرا[گشايش كار سى‏ماه پس از مأمون است]و اين جمله نشان‏دهنده اين است كه آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در كمال رنج و ناراحتى بوده است،كه مرگ خود را فرج و گشايش تعبير نموده است،چنان‏كه پدر بزرگوارشان‏ امام رضا عليه السّلام،در زمان ولايتعدى خويش چنين بوده است و در هر جمعه كه از مسجد جامع باز مى‏گشت،به همان حال كه عرق‏ ريزان و غبارآلوده بود،دستها را به درگاه الهى بلند نموده و مى‏گفت:الهى اگر فرج و گشايش كار من در مرگ من است‏ پس همين ساعت در مرگ من شتاب ورز و پيوسته در غم‏واندوه بود،تا از دنيا رحلت فرمود،و امام جواد عليه السّلام زمانى كه وفات كرد از عمر شريفش بيست‏وچند سال و چند ماه گذشته بود،مرقد شريف ايشان در بقعه مباركه كاظميه در پشت سر جّد بزرگوارشان‏ امام موسى بن جعفر عليهما السّلام قرار دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ مهر۱۳۹۲ساعت 18:15  توسط عاشـور عاشوری  | 


عکس قدیمی ترین و زیبا ترین مساجد دنیا مسجد،عبادتگاه مشترکی میان تمام مسلمانان دنیاست که بدون در نظر گرفتن فرقه خاص آنها، اعم از شیعه و سنی بودن، همگی در کنار هم جمع شده و به عبادت خداوند متعال می پردازند.

به گزارش روزگارنو، مساجد بزرگ دنیا، جدای از فضای روحانی و ملکوتی و امواج مثبتی که در بر دارند، از جهت معماری نیز بسیار مورد توجه می باشند.البته این امر،در گذشته نیز صادق بوده تا جائی که اکنون سبکی غنی در معماری به نام معماری اسلامی داریم.

آئینه کاری، سقفهای گنبدی شکل، طاق و بستانهای پی در پی و تو در تو و ... همگی از ویژگی های منحصر بفرد این سبک زیبای معماری هستند.در بسیاری از کشورهای دنیا، مساجد برای مسلمانان و غیر مسلمانان به صورت قطب گردشگری درآمده و هرکسی را با هر دینی به خود جذب می کند.

مساجد در دنیا نیز درست مانند تمامی بناهای کاربرد یکسان دنیا،از جهات زیبایی،قدمت و حتی بزرگی رتبه بندی شده و به معرض دید جهانیان گذاشته می شوند.

در این پست و پستهای آینده تصمیم داریم تا شما را با انواع رده بندی های مساجد در دنیا آشنا کنیم.

امروز به 10 مسجد زیبای دنیا خواهیم پرداخت:

10.مسجد جامع پوتراجایا  (Putra):
این مسجد
که نزد جهانگردان معروف به مسجد صورتی است با الهام از معماری ایرانی صفویه در داخل دریاچه مصنوعی شهر پوتراجایا و در کنار پلی مشابه سازی شده  پل خواجو اصفهان  ساخته شده و تنها از یک ضلع به خشکی راه دارد.

مناره‌های این مسجد برگرفته از مسجد شیخ عمر در بغداد و دیواره‌های آن با الهام از ایوان شاه حسن در کازابلانکای مراکش ساخته شده است. رنگ صورتی این مسجد با سنگ‌های گرانیت کف و درب‌های چوبی مسجد هماهنگ شده و جلوه‌ای متفاوت از دیگر مسجدهای معمول به آن داده است. این مسجد 10 هزار نفر را در خود جای می‌دهد.

شبستان اصلی، فضایی ساده با دوازده ستون و تزیینات اسلامی است. آبنماهای متعدد صحن با رواق ستوندار اطراف محاط شده است. تک منار 116 متری بلندترین نشانه منطقه است که با الهام از منار مسجد شیخ عمر بغداد ساخته شده است. طول منار به نشانه پنج اصل اسلام به پنج بخش تقسیم شده است
. معماری بنا به نحوی است که باد در درون فضاها به چرخش درآمده و کوران هوا فضایی مطبوع برای نمازگزاران به وجود آورد. مسجد همه روزه به غیر از روزهای جمعه و در ساعات برپایی نماز جمعه بر روی گردشگران باز است.
برای ورود غیر مسلمانان و افراد بی حجاب شنل های خاصی به رنگ آبی وصورتی قرار داده شده است.


9.مسجد عبودیه(ubudieh):
این مسجد زیبا در كوالاكانگسار ، در ايالت پراك، قرار گرفته و از دور با گنبد زیبای طلایی رنگش خودنمایی می کند.این مسجد در بین سالهای 1913 تا 1917 ساخته شده و در طی این سالها،بارها به مرمت آن پرداخته اند.معماری بیرونی آن بیشتر به سبک مسجدهای هندوستانی شبیه بوده،اما وقتی به داخل آن می رویم، تلفیقی زیبا از معماری اصیل و سنتی اسلامی آمیخته با ذوق و سلیقه ایرانی را می توان به وضوح دید.


8.مسجد سلطان احمد ( Sultanahmet Camii):
مسجد سلطان احمد یا همان مسجد آبی، مسجدی است که در شهر استانبول واقع شده‌ است. این شهر که در زمان امپراطوری عثمانی طی سالهای ۱۴۵۳ تا ۱۹۲۳ پایتخت این کشور بوده‌است هم اکنون بزرگترین شهر ترکیه است.

 این مسجد یکی از زیباترین شاهکارهای معماری اسلامی است. این مسجد به علت وجود کاشی‌های آبی رنگ در طراحی داخلی به «مسجد آبی» شهرت دارد.مسجد آبی طی سالهای ۱۶۰۹ تا ۱۶۱۹ به دستور سلطان احمد اول بنا شد و به همین دلیل پس از مرگ وی مسجد را مسجد سلطان احمد نامیدند. وی در همین مسجد دفن شده‌است.

این مسجد در قدیمی‌ترین بخش استانبول واقع شده که این منطقه در قبل از سالهای ۱۴۵۳ (میلادی) مرکز قسطنطنیه، پایتخت امپراطوری بیزانس، محسوب می‌شده‌است. این مسجد در نزدیکی هیپودروم قسطنطنیه واقع شده‌است و تا کلیسای بزرگ مسیحیان با نام ایا صوفیا فاصله اندکی دارد.

7.مسجد کریستال(Crystal Mosque):
مسجد كريستال در پارك ميراث اسلامي جزيره وان من در ترنگانو مالزي قرار دارد بين سالهاي 2006- 2008 ساخته شده است.

نماهاي شيشه اي به شفافيت و ظرافت طرح كمك كرده اند هر چند كه به نظر مي رسد استفاده از مصالح سبك مانند شيشه، طرح را اندكي ناپايدار جلوه مي دهد و با القاي شكنندگي از ثبات و صلابت كافي بهره نخواهد برد.

با وجود چنين ضعف هايي در نماي خارجي، معماري داخلي آن از قوام و صلابت بيشتري برخوردار است به طوريكه در محل محراب شبستان اصلي آن، محيطي رويايي را در فضاي معنوي مسجد با نقوش اسليمي و تذهيب و استعاره هايي از صفات خداوند با خطوط كوفي ترسيم مي‌كند.

مسجد کریستال توانسته است که به خوبی با محیط اطراف خود در محوطه سازی، بازی با آب و باغ سازی ترکیب شود و با محیط شهری خود هارمونی کامل داشته باشد.

6.مسجد طلایی(Golden Mosque):
این مسجد در حال حاضر به عنوان مركز فرهنگی مسلمانان محسوب می شود و در ناحیه قدیمی كیاپو در مجاورت مركز مسلمانان قرار دارد. این محل دارای زمینی بالغ بر 5500 مترمربع و ساختمانی قریب به 4500 مترمربع بوده و قادر است پنج هزار زن و مرد نمازگزار را در خود جای دهد. مسجد طلایی از ماجد فعال مانیل است كه به علت مركزیت خاص محله قدیمی كیاپو همواره مورد نظر و توجه قرار دارد.

س از امضای قرارداد صلح تریپولی كه در سال 1976 میان دولت فردیناند ماركوس در لیبی امضاء شد، دولت فیلیپین از معمر قذافی رهبر لیبی درخواست كرد از فیلیپین بازدید كند. این درخواست پذیرفته شد و به فاصله كوتاهی پس از امضای قرارداد و قبل از آمدن سرهنگ قذافی، املدا ماركوس همسر رییس¬جمهوری فیلیپین كه در آن زمان فرماندار مانیل بود دستور ساخت مسجد طلایی را صادر كرد و این مسجد به فاصله كوتاهی با كمك¬های دولت لیبی در منطقه كیاپو ساخته شد.

5.مسجد شیخ زاید(Sheikh zaed Mosque):
مسجد الشیخ زاید بن سلطان آل نهیان، مسجدی در شهر ابوظبی، کشور امارات است. این مسجد در منطقه‌ای بزرگ میان دو پل «مصفح» و «مقطع» در مدخل جزیرهٔ ابوظبی قرار دارد.نام آن هم  از شیخ زاید بن سلطان آل نهیان گرفته شده‌ است که بنیان‌گذار و نخستین رئیس کشور امارات بوده و در همین مسجد دفن شده‌است. او در ۲۰ رمضان ۱۴۲۵ ه.ق (۴ نوامبر ۲۰۰۴ میلادی) درگذشت و قبر وی در سمت شمال مسجد واقع شده‌است.

 اگرچه ورود به مسجد برای نامسلمانان در امارات ممنوع است ولی این مسجد برای امکان بازدید گردشگران یک استثنا است.روزانه ده‌ها زن غربی از مسجد شیخ زاید آل نهیان ابوظبی به عنوان سومین مسجد بزرگ پس از حرمین شریفین، بازدید می‌کنند که با توجه به اینکه این مسجد به روی غیرمسلمانان باز است، آنها هم به احترام مکان معنوی مسلمانان با پوششهای اسلامی یعنی یک عبای بلند مشکی و پوشش سر وارد این مسجد می‌شوند.

طبق بررسی‌های صورت گرفته از سوی سازمان کنفرانس اسلامی (منظمهٔ مؤتمر اسلامی) ، مسجد شیخ زاید، بزرگترین و نخستین (قبه) درجهان است به ارتفاع (۸۳) متر و قطر داخلی آن (۸.۳۲) متر می‌باشد. وزن قبهٔ اصلی هزار تن است و از زخارف و گچبری عجین شده با الیاف نباتی که از شاه کارهای فنانین و اساتید مراکشی است،ساخته شده است. به اضافهٔ آیاتی از قرآن مجید بر روی دیوارهای آن حک شده، وقبهٔ اصلی مسجد را تزیین نموده‌ است.

عدد گنبدهای مسجد (۵۷) گنبد می‌باشند که به حجمهای مختلف ومتفاوت است و بر سر رواق‌ها خارجی، ومداخل اصلی وجانبی قرار دارند، تماماً با رخام و مرمر سفید واعمال گچبری بسیار زیبایی پوشانده‌است.

هزینهٔ ساخت این مسجد (دو میلیارد و ۱۶۷) میلیون درهم امارتی بوده‌است.


4.مسجد فایسال( Faisal Mosque):
مسجد فیسال،بزرگترین مسجد ساخته شده در پاکستان بوده و در مرکز این کشور،یعنی اسلام اباد واقع شده است.این مسجد در سال 1986 و به وسیله مهندسین ترکیه ای طراحی و ساخته شد.

این مسجد زیبا در دشتی هموار بنا شده که جدای از معماری زیبای ساخت آن، طلوع و غروب خورشید نیز جلوه ای بی نظیر به این مکان می دهد.

این مسجد،تنها مسجد بین المللی پاکستان بوده که اجازه ورود افراد غیر مسلمان نیز به داخل ان داده می شود.

نام دیگر این مسجد،به افتخار پادشاه عربستان، بن عبدالله نامیده شده است.بن عبدالل در زمان ساخت این پروژه به دولت پاکستان کمکهای نقدی زیادی کرده است.


3.مسجد سلطان عمر علی سیف الدین(Sultan Umar Ali Seifodin):
مسجد سلطان عمر علی سیف الدین، یک مسجد اسلامی و در عین حال سلطنتی ست که در بندر سری بگاوان در برونئی این کشور ثروتمند واقع شده است. این مسجد در میان مردم برونئی، نشان اختصاصی کشورشان نیز می‌باشد.

 این بنا در سال ۱۹۵۸ تکمیل شد و نمونه گیرا از معماری مدرن اسلامی بوده و بزرگ‌ترین مسجد در خاور دور نیز می‌باشد.معماری این مسجد مخلوطی از معماری اسلامی و ایتالیایی است و توسط یک معمار ایتالیایی طراحی شد. این مسجد روی بر روی یک تالاب مصنوعی نزدیک شعبه‌هایی از رود برونئی ساخته شده و همچنین دهکده آبی کامپونگ آیر این مسجد را دورتادور احاطه کرده است.

مسجد سلطان عمر سیف الدین دارای مناره‌های مرمری و گنبد طلا با صحن‌ها و باغهای حاصلخیز و مملو از فواره می‌باشد. مسجد توسط تعداد زیادی درخت و باغ گل محاصره شده که در اسلام نشان و تفسیری از بهشت است. همچنین یک پل بزرگ وجود دارد که مسیر پر پیچ و خمی را از میان تالاب به سمت دهکده آبی کامپونگ آیر طی می‌کند. همچنین یک پل مرمر دیگر وجود دارد که به بنا منتهی می‌شود و شبیه یک کشتی است که در یک زمان مورد استفاده جشنها و مراسم رسمی بوده است.

گنبد اصلی که قابل شناسایی‌ترین خصیصه این بناست، با طلای خالص پوشانیده شده است. مناره اصلی بلندترین قسمت مسجد است و آمیزه ایست از سبک معماری رنسانس و ایتالیایی که منحصر به فرد است و در مساجد دیگر در سراسر جهان دیده نمی شود. این مناره یک آسانسور مدرن دارد که به بالای بنا می‌رود. مردمی که به بالای این مناره می‌روند، می‌توانند منظره‌ای از شهر را ببینند. داخل مسجد مخصوص نمازگزاران است و دارای شیشه کاری منقوش موزاییکی باشکوهی است. همچنین بسیاری طاقها، نیم گنبدها و ستونهای مرمرینی وجود دارد. تقریباً تمام مواد استفاده شده در این بنا از کشورهای دیگر آورده شده،مثلا مرمر آن از ایتالیا، گرانیت از شانگهای، چلچراغهای کریستال از انگلیس و فرشها از عربستان سعودی به این مکان منتقل شده اند.

2.مسجد نبوی( Masjid Nabavi):
مسجد النبی یا حرم محمد بن عبدالله، همچنین مسجد نَبوی یا مسجد پیغمبر، مسجد تاریخی مدینه است که در شرق شهر مدینه در کشور عربستان سعودی بنا شده‌است. این مسجد را پیامبر اسلام در سال نخست هجری و در نخستین روزهای ورود به مدینه به دست خود و به همراهی مهاجرین و انصار ساخت. آرامگاه پیامبر اسلام، که در منزل او واقع بود، پس از توسعه مسجد در آن قرار گرفت. این مسجد از معروف‌ترین مسجدهای مسلمانان و از مهم‌ترین زیارتگاه‌هایشان به شمار می‌آید.

از صدر اسلام تاکنون، این مسجد 11 بار بدست دولت عربستان مورد ترمیم و بازسازی و توسعهقرار گرفته است،اما آنچه که از این بنای مقدس تاکنون به شکل سنتی باقی مانده،بخش داخلی مسجد، به نام مسجد روضه است.این بنا به دست مبارک پیامبر ساخته شده و تاکنون بجز اندکی بازسازی و مقاوم سازی تغییر دیگری بر روی آن انجام نشده است.

بنای فعلی مسجد النبی که در سالهای اخیر ساخته شده است ،به شکلی باورنکردنی تجهیز شده است.

این ترمیم و توسعه بدست مهندسین آلمانی و ایتالیایی انجام شده و شکل طاهری این مسجد را بسیار مدرن نشان می دهد.


سیستم های گرمایشی و سرمایشی که در این مسجد بکار رفته،از آخرین تکنولوژی های روز بهره برده و موجب آزار  زائران انبوه این مکان  نمی شود.سنگهای بکار رفته در صحنهای مختلف این مسجد، از مرغوبترین سنگهای دنیا با درخششی خاص بوده که ابهت مسجد را جدای از فضای ملکوتی آن، چند برابر کرده است.

همچنین محوطه این بنای عظیم، گنجایش حداکثر 1 میلیون نفر نمازگذار را خواهد داشت.

1.مسجدالحرام(MasjidAl Haram):
این مسجد،مکانی مقدس است که قبله گاه مسلمانان نیز محسوب میشود. به کعبه، خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق و بیت الحرم نیز می‌گویند. دلیل نامگذاری کعبه به بیت الحرام این است که خداوند ورود مشرکان را به این مکان مقدس حرام و ممنوع فرموده‌ است. بیت الله الحرام در شهر مکه قرار دارد و در تاریخ، مورد احترام همگان بوده‌است.

بنا بر آیاتی از قرآن و روایات معصومان علیهم السلام خانه کعبه نخستین و مقدس‌ترین بنا و اولین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شده‌است. در احادیث آمده‌است که در آغاز آفرینش سراسر زمین را آب فرا گرفته بود و نخستین خشکی که آفریده شد زمین زیر کعبه بود که خشکی‌های دیگر از آن گسترده گشت. بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس حضرت ابراهیم علیه السلام به کمک پسرش اسماعیل علیه السلام تعمیر و بازسازی کرد. کعبه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و قبل از بعثت، به دست قریش و با همکاری رسول خدا، بر اساس بنای اولیه ابراهیم علیه السلام، دوباره بازسازی شد.

خداوند کعبه و اطراف آن را «حرم» قرار داده است؛ یعنی مقدس شمرده و ارتکاب گناه و قتل و شکار و تجاوز به جان و مال مردم و جنگ و دزدی و راهزنی و... را در آن جایز ندانسته‌است. وقتی مجرمی به آنجا پناه ببرد کسی حق مواخذه او را ندارد.

ساختمان کعبه به شکل مربع مستطیل و دارای چهار ضلع است که هر ضلع آن را رُکن می‌نامند. به مجموع چهار ضلع ارکان کعبه می‌گویند که سه رکن آن چنین نام دارند: رکن یمانی، رکن شامی و رکن عراقی. ساختمان کعبه ۸۵ / ۱۴ متر ارتفاع دارد، طولش ۵۸ / ۱۱ و عرضش ۲۲ / ۱۰ متر است. بنای کعبه از سنگ‌های سیاه و سختی ساخته شده‌است که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد.

می‌گویند نخستین بار حضرت اسماعیل علیه السلام پرده‌ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده‌داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب می‌شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده می‌شود.این بنای شریف بخش‌های دیگری هم دارد؛ همچون حجر الاسود، ملتزم، مستجار، حطیم و حجر اسماعیل. در نزدیکی آن نیز مقام ابراهیم و چاه زمزم واقع است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۱ شهریور۱۳۹۲ساعت 20:40  توسط عاشـور عاشوری  | 


مواردی برای یک مبلّغ پیش می آید که، برای مطالعه وقت ندارد و باید یک منبر فوری و جمع و جور ارائه کند؛ مثلاً گاه، جلسة ختمی برقرار می شود که سخنران دعوت شده نیامده و یا گاهی صاحب جلسه دیر به سخنران خبر می دهد و وی، هیچ وقتی برای مطالعه ندارد. گاهی نیز ممکن است شخصی از مکّه برگشته و یا از کربلا آمده و جلسه ولیمه تشکیل داده؛ ولی به روحانی محل زودتر خبر نداده باشد که برای سخنرانی آماده شود. و یا گاهی نیز در همان جلسه به روحانی پیشنهاد منبر داده می شود.[1]

در این موارد اوّلاً: خوب است مبلّغ محترم در موضوعات مورد نیاز، دست کم، یک منبر و روضه، آماده داشته باشد؛ ثانیاً: چنانچه از آن یک منبر، قبلاً استفاده کرده و منبر دیگری نداشته باشد، باید از احادیث موجود دربارة موضوع استفاده شود. در این مقال، احادیث دسته بندی شده، دعاهایی که نکات مهم دارد و ... برای سخنرانیهای فوری ارائه می شود.[2]   منبع حوزه

علل بی نشاطی در نماز

مکرّر مردم، خصوصاً جوانان می پرسند که چرا در نماز حال پیدا نمی کنیم؟ و چرا در نماز آن لذّتی را که باید ببریم، نمی بریم؟

حضرت سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی پاسخ این پرسش را در ضمن چند «لعّل» بیان نموده است. حضرت عرضه می دارد: «اَللَّهُمَّ اِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلَاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاساً إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ؛[3] خدایا! براستی من هرگاه با [خودم] گفتم که مهیا و آماده شوم [برای یک نماز با حال] و برای نماز در پیشگاه تو و مناجات با تو ایستادم؛ چرت (و بی حالی) بر من عارض نمودی، آن هم در حال نماز، و از من (و دلم) حال مناجات با خودت (و راز و نیاز) را گرفتی؛ در حالی که من با تو مناجات می کردم، چه شده است هر وقت می گویم باطنم اصلاح شده و همنشینی من با توبه کاران نزدیک شده است، گرفتاری برایم رخ می دهد که قدمهایم می لرزد [و حال نماز و نزدیکی به توبه کاران از من گرفته می شود] و بین من و خدمت تو [و حضور قلب و همنشینی با پاکان] حائل ایجاد می شود. [راستی راز این بی حالیها چیست؟]»

آنگاه با استفاده از علوم الهی خود به بیان عوامل این بی حالی می پردازد:

1. «سَیِّدِی! لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی؛ آقای من! شاید مرا از درگاهت رانده ای و از خدمت (و بودن در محضرت) دورم کرده ای.»

2. «اَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّاً بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی؛ یا شاید دیدی من حق [طاعت و بندگی] تو را سبک شمردم؛ پس [مرا از خود و ارتباط با خود در نماز و مناجات] دور نموده ای.»

3. «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضاً عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی؛ یا شاید دیدی مرا که از تو رو گردان بودم [و اعراض از خدا زندگی تلخی را به دنبال دارد؛[4] چرا که] تو مرا بَد داشتی [و از من روگردان شدی].»

4. «أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ فَرَفَضْتَنِی؛ یا شاید مرا در مقام دروغگویان یافتی پس مرا از خود دور نمودی.»

5. «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی غَیْرَ شَاکِرٍ لِنَعْمَائِکَ فَحَرَمْتَنِی؛ یا شاید دیدی که [این همه] نعمتهای تو را شکر نگفتم [و در مسیر درست به کار نبردم]، پس مرا محروم ساختی.»

شکر نعمت، نعمتت افزون کند

کفر نعمت از کفت بیرون کند

6. «أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِی؛ یا شاید مرا در مجالس علما نیافتی؛ پس خوارم داشتی[5] [و حال مناجات و نمازم را از من گرفتی].»

7. «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی فِی الْغَافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی؛ یا شاید دیدی بین غافلان به سر می برم؛ پس مرا از رحمت خود؛ مأیوس کردی [تا با همان غافلان همنشین باشم].»

8. «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلَفُ مَجَالِسَ الْبَطَّالِینَ فَبَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِی؛ یا شاید دیدی که با اهل باطل و بیهودگان مأنوس و دمسازم؛ پس مرا به آنها واگذاشتی [و گفتی برو با همانها خوش باش! تو را با نماز و مناجات و راز و نیاز چه کار؟].»

9. «أَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِی فَبَاعَدْتَنِی؛ یا شاید [آن قدر گناه کردم] که دوست نداری صدای [مناجات و راز نیاز و] دعای مرا بشنوی؛ پس [با گرفتن حال] مرا [از خود] دور نمودی.»

10. «أَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمِی وَ جَرِیرَتِی کَافَیْتَنِی؛ یا شاید به خاطر جرم و گناهم کیفرم دادی [و اثر گناهم این بود که حال نماز و مناجات را از من بگیری؛ همچون غیبت و عمل نکردن به علم که حال نماز و ... را از انسان می گیرد].»

11. «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

در این یازده فقره به عوامل بی حالی در نماز، و دعا، مناجات و بی توفیقی اشاره شده است: 1. دور شدن از در خانة خدا؛ 2. سبک شمردن حق طاعت و بندگی خدا؛

3. اعراض نمودن از خدا و یاد او؛

4. دروغگویی؛ 5. شکر نعمت الهی را بجا نیاوردن و نعمتهای او را درست و صحیح و بجا مصرف نکردن؛

6. نرفتن به محضر علما و حاضر نشدن در مجالس وعظ و سخنرانی آنان؛ 7. همراه بودن با رفقای بد؛ همچون غافلان، مرفهین بی درد، اهل لهو و لعب؛ 8. نفرت پیدا کردن خداوند از بنده بر اثر گناهان؛ 9. زیاد شدن گناهان و معاصی؛ 10. حیا نکردن از خداوند و عالم را محضر خدا ندانستن... .

توبة واقعی[6]

درست است که توبه به مقدار لازم چهار شرط اساسی و دو رکن تکمیلی دارد؛ چهار شرط عبارتند از: پشیمانی از گذشته، تصمیم جدّی بر اینکه دوباره به معصیت برنگردد، ادای حقوق الهی، و ادای حقوق مردم (اعم از مالی، عرضی و بدنی). و دو شرط تکمیلی: چشیدن رنج عبادت، و ذوب کردن گوشتهای روییده در دوران معصیت؛ ولی توبه واقعی و همه جانبه، گسترة وسیع تر از موارد پیش گفته دارد که در کلام عمیق و جامع پیامبر اکرم(ص) آمده است.

حضرت فرمود: «أَ تَدْرُونَ مَنِ التَّائِبُ؟ فَقَالُوا: اللَّهُمَّ لَا قَالَ إِذَا تَابَ الْعَبْدُ وَ لَمْ یُرْضِ الْخُصَمَاءَ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ مَجْلِسَهُ وَ طَعَامَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ رُفَقَاءَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یَزِدْ فِی الْعِبَادَةِ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ لِبَاسَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ فِرَاشَهُ وَ وِسَادَتَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یَفْتَحْ قَلْبَهُ وَ لَمْ یُوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُقَصِّرْ أَمَلَهُ وَ لَمْ یَحْفَظْ لِسَانَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُقَدِّمْ فَضْلَ قُوتِهِ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ إِذَا اسْتَقَامَ عَلَی هَذِهِ الْخِصَالِ فَذَاکَ التَّائِب[7]؛ آیا می دانید توبه کار کیست؟ پس گفتند: بخدا! نه. فرمود: هرگاه بنده ای توبه کار شاکیها [و طلب کارها]ی خود را راضی نکند، توبه کار نیست. و کسی که توبه کند و مجلس و غذایش را تغییر ندهد توبه کار نیست. و کسی که توبه کند و رفقای [دوران گناه] خویش را تغییر ندهد، توبه کننده نیست. و کسی که توبه کند و بر عبادتش نیفزاید توبه کار نیست.

و کسی که توبه کند و لباس [گناه آلوده]اش را تغییر ندهد، تائب نیست. و کسی که توبه کند و فرش و تکیه گاه [دوران گناه] خود را عوض نکند، تائب نیست.

و کسی که توبه کند و قلبش باز نشود (و دریادل نگردد) و دستش [در انفاق] توسعه نیابد، توبه کار نیست. و کسی که توبه کند و آرزوهای [ناروای] خود را کوتاه نکند و زبانش را حفظ نکند، تائب نیست.

و کسی که توبه کند و اضافه غذای خود را تقدیم [به فقراء] نکند، تائب نیست. و هر گاه بر این اوصاف استقامت ورزید این تائب [کامل و واقعی] است.»

بهترین اعمال در شب قدر[8]

زمانها و مکانهای مقدّسی وجود دارد که برای بهره برداری از آنها گاه وقت فراوان در اختیار نداریم. برای اینکه بتوانیم بهترین و بیش ترین بهره را از چنین زمانها و یا مکانها ببریم، خوب است از انبیا و اولیای الهی و رهنمودهای آنان کمک بگیریم. یکی از این زمانهای مقدس که با هزار ماه (یعنی حدود هشتاد سال) برابری می کند، شب قدر است. برای استفادة بهینه از چنین شبی به این رهنمود گرانسنگ حضرت موسی(ع) که از زبان پیامبر اکرم(ص) نقل شده است، توجه شود:

«عَنِ النَّبِیِّ 9 قَالَ قَالَ موسی(ع) إِلَهِی أُرِیدُ قُرْبَکَ قَالَ قُرْبِی لِمَنِ اسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رَحْمَتَکَ قَالَ رَحْمَتِی لِمَنْ رَحِمَ الْمَسَاکِینَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ الْجَوَازَ عَلَی الصِّرَاطِ قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَیْلَةَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ وَ ثِمَارِهَا قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَةً فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ قَالَ ذَلِکَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رِضَاکَ قَالَ رِضَایَ لِمَنْ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛[9] پیامبر(ص) فرمود: حضرت موسی(ع) عرضه داشت: خدایا! قرب و نزدیکی به شما را می خواهم، خداوند فرمود: کسی به من نزدیک می شود که شب قدر بیدار باشد. عرض کرد: خدایا! رحمتت را خواهانم، فرمود: رحمتم شامل کسی می شود که در شب قدر به فقرا و درماندگان ترحّم کند.

عرض کرد: خدایا! گذشتن از [پل] صراط را می خواهم. فرمود: عبور از صراط برای کسی است که در شب قدر صدقه ای بدهد. عرض کرد: خدایا! از درختان و میوه های بهشت می خواهم. فرمود: آن هم به کسی می رسد که شب قدر تسبیحی بگوید. عرض کرد: خدایا! نجات را خواهانم. فرمود: [منظورت] نجات از آتش جهنّم است؟ عرض کرد: بله. فرمود: این [نجات] برای کسی است که در شب قدر استغفار کند. عرض کرد: خدایا! رضایت را طالبم. فرمود: رضایت من برای کسی که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند متحقق می شود.»

از این روایت استفاده می شود که در شب قدر انجام این امور بسیار مهم است.

1. برای رسیدن به قرب خدا، بیدار بودن در آن موضوعیّت دارد؛ لذا حضرت فاطمه3 در شب بیست و سوم کودکان را نیز با برنامة خاص بیدار نگه می داشت.

2. برای رسیدن به رحمت خدا، ترحم به فقرا خوب و مفید است.

3. صدقه دادن که باعث راحت گذشتن از پل صراط می شود.

4. تسبیح خدا که باعث رسیدن به نعمتهای بهشتی می شود.

5. استغفار که عامل رهایی از آتش جهنّم می شود.

آرزوی جبرئیل

برخی امور مهمّ در زندگیِ ما وجود دارد که کم تر به آن توجه داریم. انبیا و پیشوایان دینی، یکی از کارهای مهمّی که انجام می دادند، این بود که مردم را از زبان شخصیّتهای والا و با عظمت به این امور متوجه کنند.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یَا عَلِیُّ! تَمَنَّی جَبْرئِیلُ اَنْ یَکُونَ مِنْ بَنِی آدَمَ بِسَبْعِ خِصَالٍ وَ هِیَ الصَّلَوه فِی الْجَمَاعَه وَ مُجَالَسَتُهُ الْعُلَمَاءَ وَالصُّلْحُ بَیْنَ الاِثْنَیْنِ وَ اِکْرَامُ الْیَتِیمِ وَ عِیَادَه الْمَرِیضِ وَ تَشْیِیعُ الْجَنَازه وَ سَْقیُ الْمَاءِ فِی الْحَجِّ فَاحْرُصْ عَلَی ذَلِکَ؛[10] ای علی! جبرئیل به سبب هفت خصلت، آرزو داشت که از فرزندان آدم باشد. آن خصلتها [عبارت است از:] نماز را به جماعت خواندن، همنشینی او با دانشمندان، آشتی دادن بین دو نفر، احترام نهادن [و خدمت به] یتیم، عیادت بیمار، و تشییع جنازه کردن و آب دادن در حج. پس [علی جان!] بر [حفظ] این خصلتها حریص باش.»

حدیث فوق، به امور مهمّی از عبادات و مسائل اجتماعی و اخلاقی اشاره کرده است که با شرح مختصر هر یک از آنها در یک فرصت کوتاه می توان در افراد تأثیر گذاشت.[11] عناوین این امور عبارت است از:

1. شرکت در نماز جماعت؛

2. همنشینی با علما و شرکت در مجالس و منابر آنها؛

3. آشتی دادن بین دو نفر، دو گروه و دو دسته از مردم که پاداش فراوانی دارد؛

4. احترام یتیم و رسیدگی به امور آنان که از مهم ترین فعالیّت امامان معصوم ما بوده است؛

5. سر زدن به بیماران و دلجویی از آنان، به ویژه معلولان و کهنسالان؛

6. شرکت در تشییع جنازه ها و درس عبرت گرفتن از آن و دلجویی از بازماندگان؛

7. آبرسانی به مردم و سیراب کردن تشنگان، به ویژه در ایام حج و... .

خیر دنیا و آخرت

طبق نقل حضرت علی(ع) مردی نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: «عملی به من یاد بده که با انجام آن محبوب خداوند قرار گیرم و همین طور، مردم [هم] مرا دوست بدارند، و خداوند، مالم را افزایش دهد، و بدنم سالم، و عمرم طولانی شود و در روز قیامت نیز با خودت [ای رسول خدا] محشور شوم.»

«فَقَالَ: سِتُّ خِصَالٍ مُحْتَاجٌ إِلَی سِتِّ خِصَال: اِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ اللَّهُ فَخَفْهُ وَ اتَّقِهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ الْمَخْلُوقُونَ فَأَحْسِنْ إِلَیْهِمْ وَ ارْفُضْ مَا فِی أَیْدِیهِمْ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُثْرِیَ اللَّهُ مَالَکَ فَزَکِّهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُصِحَّ اللَّهُ بَدَنَکَ فَأَکْثِرْ مِنَ الصَّدَقَةِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُطِیلَ اللَّهُ عُمُرَکَ فَصِلْ ذَوِی أَرْحَامِکَ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یَحْشُرَکَ اللَّهُ مَعِی فَأَطِلِ السُّجُودَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛[12]

پس فرمود: شش خصلت است که نیاز به شش خصلت [دیگر] دارد:

1. هرگاه خواستی خدا تو را دوست بدارد، پس از او بترس و تقوای الهی [و پروا پیشگی] داشته باش؛

2. هرگاه خواستی مردم تو را دوست بدارند، پس به آنها احسان کن و به آنچه در دست آنهاست، چشم طمع نداشته باش؛

3. اگر خواستی خداوند، مالت را افزایش دهد، زکات [و خمس] مالت را بپردازد؛

4. و اگر خواستی خدا بدنت را سالم کند [علاوه بر مراعات مسائل بهداشتی]، [در راه خدا] زیاد صدقه بده؛

5. اگر می خواهی خدا عمرت را طولانی کند با بستگان [نَسَبی] ارتباط داشته باش (و صلة ارحام انجام بده)؛

6. اگر می خواهی [در روز قیامت] خدا تو را با منِ [پیغمبر] محشور کند، سجده [های نمازت] را در پیشگاه خدای یکتای غالب، طولانی کن.»[13]

شش چیز در شش جا

گاه سؤالاتی در زندگی انسان مطرح است که این حدیث به پاسخ اهمّ آنها پرداخته است: 1. چرا در دنیا مشکلات داریم؟ 2. چرا دعاهای ما مستجاب نمی شود؟ 3. چرا به علم و عزّت نمی رسیم؟ 4. چرا به ثروت و مال نمی رسیم؟

خداوند بلند مرتبه به موسی بن عمران7 چنین وحی کرد: «ای موسی! شش چیز را در شش محل پنهان کرده ام؛ ولی مردم در جای دیگر دنبال آن می گردند؛ ولی هرگز [آنها را در آنجا] نخواهند یافت:

«إنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا،

اِنّی وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی الشِّبَع،

إنّی وَضَعْتُ الْعِزَّه فِی قِیَامِ اللَّیْلِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی اَبْوَابِ السَّلَاطِینَ،

إِنّی وَضَعْتُ الرَّفْعَه وَالدَّرَجَه فِی التَّوَاضُعِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی التَّکَبُّرِ،

إنّی وَضَعْتُ اِجَابَه الدُّعَاءِ فِی لُقْمَه الْحَلَالِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی الْقِیلِ وَ الْقَالِ،

إنّی وَضَعْتُ الْغِنَی فِی الْقَنَاعَه وَالنَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی کَثْرَه الْمَعْرُوضِ وَلَمْ یَجِدُوهُ اَبَداً؛[14]

1. به راستی راحتی [مطلق] را در بهشت قرار دادم؛ ولی مردم در دنیا دنبال آن می گردند؛

2. به راستی من دانش [و فراگیری آن] را در گرسنگی و تلاش قرار دادم؛ ولی مردم در سیر بودن دنبال آن می گردند؛

3. به راستی من ع‍زَت (و شرف) را در شب بیداری (و نماز شب) قرار دادم؛ ولی مردم عزت را در خانة شاهان می جویند؛[15]

4. به راستی من بلندمرتبگی و مقام را در فروتنی قرار دادم؛ ولی مردم در تکبّر و خودبرتر بینی، دنبال آن می گردند؛[16]

5. به راستی، اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم؛ ولی مردم در قیل و قال [و داد و فریاد]، دنبال اجابت دعا می گردند؛

6. به راستی من بی نیازی را در قناعت قرار دادم؛ ولی مردم آن را در زیادی مال و ثروت جستجو می کنند، و هرگز آن را نخواهند یافت (و موفق به آنچه می خواهند نخواهند شد).»

پیامدهای زنا

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ إِیَّاکُمْ وَ الزِّنَاءَ فَإِنَّ فِیهِ سِتَّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الْآخِرَةِ فَأَمَّا الَّتِی فِی الدُّنْیَا فَإِنَّهُ یُذْهِبُ الْبَهَاءَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَنْقُصُ الْعُمُرَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ یُوجِبُ سَخَطَ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُوءَ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودَ فِی النَّار؛[17] ای گروه مسلمانان! بر شما باد که از زنا دوری کنید. پس به راستی در آن شش خصلت (و پیامد) است: سه خصلت در دنیا، و سه خصلت در آخرت:

پس آنچه در دنیا [ست و دامنگیر زانی می شود،] به راستی ارزش (و شخصیّت او) از بین می رود و فقر [و بیچارگی] دامنگیر او می شود و عمرش کم می شود و امّا آنچه در آخرت است [و بدان گرفتار می شود] آن که به راستی خشم پروردگار و بدی حساب را در پی می آورد [و نیز اگر توبه نکند] همیشه در جهنم خواهد بود.»

در برابر حوادث مختلف

دنیا با حوادث تلخ و شیرین، و گوارا و ناگواری همراه است. آنچه می تواند انسان را در برابر آنها استوار نگه دارد، یاد خدا و ذکر اوست. البته هر حادثه ای ذکر خاص خود را می طلبد که در حدیث ذیل بدان اشاره شده است:

رسول اکرم(ص) به نقل از خداوند متعال فرمود: «أَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لِکُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِکُلِّ رَخَاءٍ الشُّکْرُ لِلَّهِ وَ لِکُلِّ أُعْجُوبَةٍ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لِکُلِّ مُصِیبَةٍ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ وَ لِکُلِّ ضِیقٍ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ لِکُلِّ قَضَاءٍ وَ قَدَرٍ تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ وَ لِکُلِّ عَدُوٍّ اعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ وَ لِکُلِّ طَاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم؛[18]

برای هر ترسی لا اله الّا الله و برای هر غم و اندوهی ماشاءالله و برای هر نعمتی الحمدُلله و برای هر آسایشی اَلشّکرُ لِله و برای هر چیز شگفت آوری سبحان الله و برای هر گناهی، استغفرالله و برای هر مصیبتی اِنّا لِله وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون و برای هر تنگی و دشواری حسبی الله و برای هر قضا و قدری توکّلتُ علی الله و برای هر دشمنی اعتصَمْتُ بِالله و برای هر طاعت و گناهی لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِالله العلی العظیم آماده کرده ام.»

این حدیث اذکار مفیدی را برای امور مختلف زندگی ارائه کرده است.

کارهای مفید برای پس از مرگ

بسیاری می پرسند بعداز مرگ ما چه کارهایی انجام گیرد، مفید است. در حدیث ذیل به شش مورد اشاره شده است که بعد از مرگ انسان بسیار مفید است و درآمد آن، مرتّب به حساب جاری انسان واریز می شود:

امام صادق(ع) فرمود: «سِتُّ خِصَالٍ یَنْتَفِعُ بِهَا الْمُؤْمِنُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ وَلَدٌ صَالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ مُصْحَفٌ یُقْرَأُ مِنْهُ وَ قَلِیبٌ یَحْفِرُهُ وَ غَرْسٌ یَغْرِسُهُ وَ صَدَقَةُ مَاءٍ یُجْرِیهِ وَ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ یُؤْخَذُ بِهَا بَعْدَهُ؛[19] مؤمن از شش [عمل و] خصلت، بعد از مرگش سود می برد: 1. فرزند صالح که برای او اسغفار کند؛ 2. قرآنی که از طرف او خوانده می شود؛ 3. چاهی را که حفر کرده است؛ 4. و درختی را که کاشته است [و مردم از آن و میوة آن استفاده می برند]؛ 5. [وقف کردن] و صدقه قرار دادن آبی که جاری ساخته است؛ 6. سنّت نیکویی که [پایه گذاری کرده است و] مردم بدان پس از او عمل می کنند.»

حدیث فوق می رساند که با وجود خصلتهای مذکور، دفتر اعمال انسان پس از مرگ مفتوح است و صدقات جاریه فوق هر روز به حساب اعمال او واریز می شود.[20]

عواقب سبک شمردن نماز

بسیاری از مردم گرفتاریهایی دارند که سخت حیران اند که چرا بر طَرَف نمی شود. بارها می پرسند که چرا مال ما بی برکت است و نیز چرا دعای ما مستجاب نمی شود؟ برای چه آثار اجر و پاداش اعمال خود را مشاهده نمی کنیم؟ چرا حتی از بزرگان و مقربان درگاه الهی درخواست دعا کردیم؛ ولی مفید واقع نشد؟ و ... . باید توجه داشت که گره کور اکثر این گرفتاریها با مهم شمردن نماز باز می شود.

فاطمه زهرا(س) از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «هر که نماز را سبک شمارد؛ از زن و مرد به پانزده بلا گرفتار می شود. شش بلا در دنیا دامنگیر او می شود که عبارت است از:

1. «یَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ؛ خداوند، برکت را از عمرش بر می دارد»؛

2. «وَ یَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِهِ؛ و خداوند برکت را از روزی او بر می دارد»؛

3. «وَ یَمْحُو اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سِیمَاءَ الصَّالِحِینَ مِنْ وَجْهِهِ؛ و خداوند سیمای [نورانی] صالحان را از چهرة او محو می کند»؛

4. «وَ کُلُّ عَمَلٍ یَعْمَلُهُ لَا یُؤْجَرُ عَلَیْه؛ و هر عملی که انجام می دهد پاداش داده نمی شود [؛ زیرا قبولی نماز، شرط قبولی اعمال دیگر نیز است]»؛

5. «وَ لَا یَرْتَفِعُ دُعاؤُهُ إِلَی السَّمَاءِ؛ و دعای او به سوی آسمان بالا نمی رود (و مستجاب نمی شود)»؛

6. «وَ السَّادِسَه لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فِی دُعَاءِ الصَّالِحِینَ؛ و ششم اینکه برای او بهره ای در دعای صالحان نیست (دعای خوبان شامل او نمی شود)».

و سه بلا در موقع جان دادن دامنگیر او می شود:

1. «أَنَّهُ یَمُوتُ ذَلِیلاً؛ ذلیل می میرد»؛

2. «وَ الثَّانِیَةُ یَمُوتُ جَائِعاً؛ گرسنه می میرد»؛

3. «وَ الثَّالِثَةُ یَمُوتُ عَطْشَاناً فَلَوْ سُقِیَ مِنْ أَنْهَارِ الدُّنْیَا لَمْ یَرْوَ عَطَشُهُ؛ تشنه می میرد، هر چند از تمام نهرهای دنیا او را سیراب کنند، تشنگی اش برطرف نمی شود؛»

و سه بلا در قبر شامل حال او می شود:

1. «یُوَکِّلُ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یُزْعِجُهُ فِی قَبْرِه؛ خداوند، ملکی را مقرر می کند تا او را در قبر آزار دهد»؛

2. «وَ الثَّانِیَةُ یُضَیَّقُ عَلَیْهِ قَبْرُه؛ دوم اینکه قبرش بر او تنگ خواهد بود»؛

3. «وَ الثَّالِثَةُ تَکُونُ الظُّلْمَةُ فِی قَبْرِهِ؛ سوم اینکه تاریکی در قبرش خواهد شد»؛

و سه بلا [نیز] در روز قیامت دامنگیر او خواهد شد:

1. «أَنْ یُوَکِّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یَسْحَبُهُ عَلَی وَجْهِه؛ خداوند ملکی مأمور می کند او را با صورت بکشد»؛

2. «وَ الثَّانِیَةُ یُحَاسَبُ حِسَاباً شَدِیداً؛ دوم اینکه حسابرسی شدیدی می شود»؛

3. «وَ الثَّالِثَةُ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ لَا یُزَکِّیهِ وَ لَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ و سوم اینکه خداوند به او نظر [رحمت] نمی کند و او را پاکیزه نمی سازد، و برای او عذاب دردناکی است.»[21]

توجه شود آمار بی نمازی و بدنمازی در جامعه در حَد نامطلوبی قرار دارد. توضیح دادن درباره این حدیث در وادار کردن مردم به نماز بسیار مفید است. این حقیر بارها تجربه کرده ام.

خواص و وظایف آنها

مردم در جامعه به طبقات مختلفی تقسیم می شوند. گروهی از آنها به نام خواص یاد می شوند. اکنون سؤال این است که خواص چه افرادی را شامل می شوند و آنها چه مسئولیتها و وظایفی را بر دوش دارند؟ در حدیث ذیل به آنها اشاره شده است.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لاَ تَصْلَحُ عَوامُّ اُمَّتِی إلَّا بِخَواصِّهَا. قیل: مَا خَواصُّ اُمَّتِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: خَوَاصُّ اُمَّتِی أَرْبَعَةٌ: اَلْمُلُوکُ، وَ الْعُلَمَاءُ، وَ الْعُبَّادُ، وَ التُّجَّارُ. قِیلَ: کَیْفَ ذَلِکَ؟ قَالَ9: اَلْمُلُوکُ رُعَاةُ الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الرَّاعِی ذِئْباً فَمَنْ یَرْعَی الْغِنَمَ؟وَ الْعُلَمَاءُ أَطِبَّاءُ الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الطَّبِیبُ مَرِیضاً فَمَنْ یُدَاوِی الْمَریِضَ؟ وَ الْعُبَّادُ دَلیِلُ الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الدَّلِیلُ ضَالّاً فَمَنْ یَهْدِی السَّالِکَ؟ وَ التُّجَّارُ اُمَنَاءُ اللهِ فِی الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الْأَمِینُ خَائِناً فَمَنْ یُعْتَمَدُ؛[22]

عوام [و تودة] امّت من اصلاح نمی شوند؛ مگر به یاری خواص امت. عرض شد: ای رسول خدا! خواص امّت شما چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: خواص امتم چهار گروه اند: پادشاهان [عادل]، علما، عابدان و تاجران. گفته شد: [چگونه اصلاح عوام بستگی به اصلاح خواص دارد و] کیفیّت آن چیست؟

حضرت9 فرمود: شاهان نگهبانان خلق اند. پس زمانی که نگهبان گرگ [صفت] باشد، پس گلّه را چه کسی نگهبانی کند؟ و دانشمندان طبیبان مردم اند. پس زمانی که [خود] طبیب بیمار باشد، پس چه کسی مریض را مداوا کند؟ و عابدان (و زاهدان) راهنمای مردم [به سوی خداوند] هستند پس هنگامی که راهنما گمراه باشد، چه کسی سالک (و روندة به سوی خدا) را راهنمایی کند؟

و تاجران امینهای خدا در میان مردم اند، پس زمانی که امین (و درستکار) خیانت ورزد، به چه کسی اعتماد می شود.»[23]

اگر چهار گروه اصلاح شوند کل جامعه اصلاح شده است:

1. شاهان و حاکمان و رؤسا که مردم به رفتار آنها اقتدا می کنند: «الناسُ عَلی دینِ مُلوکهِم»؛

2. علما که نبض آگاهی و فرهنگی کشور به دست آنها است اگر صالح باشند جامعه را اصلاح می کنند و اگر خدای نکرده فاسد شدند جامعه را به فساد می کشانند؛

3. تاجران نبض اقتصادی جامعه اند و بازار در دست آنان است و اگر اصلاح شوند، وضعیّت اقتصادی جامعه بهبود می یابد و فساد مالی از بین می رود؛

4. عابدان به عنوان الگوهای معنوی جامعه اگر لباس ریا و مرید بازی را کنار بگذارند، مردم، بهتر هدایت می شوند.

سایه خدا بر سر هفت گروه

روز حساب و واپسین، روز دشوار و سختی است. و در چنان روزی، هفت گروه از رحمت خاص و ویژة الهی بهره می برند؛ چنان که در حدیث ذیل می خوانیم.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «سَبْعَةٌ یُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِی ظِلِّهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ شَابٌّ نَشَأَ فِی عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلِّقٌ بِالْمَسْجِدِ إِذَا خَرَجَ مِنْهُ حَتَّی یَعُودَ إِلَیْهِ وَ رَجُلَانِ تَحَابَّا فِی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاجْتَمَعَا عَلَی ذَلِکَ وَ اِفْترَقَا وَ رَجُلٌ ذَکَرَ اللَّهَ خَالِیاً فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ رَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ حَسَبٍ وَ جَمَالٍ فَقَالَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ وَ رَجُلٌ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَأَخْفَاهَا حَتَّی لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُُنْفِقُ یَمینُهُ؛[24]

خداوند در روزی که سایه ای جز سایة او وجود ندارد بر هفت گروه سایه می افکند:

1. پیشوای عادل؛ 2. جوانی که با عبادت خداوند رشد کرده است [و جوانی را با عبادت گذرانده است]؛

3. مرد [و انسانی] که دلبسته به مسجد است؛ [به گونه ای که] وقتی از آن خارج می شود [منتظر می ماند] تا برگردد؛

4. دو مرد [و انسانی] که برای خدا با هم دوستی می کنند، پس بر آن [محبّت الهی] جمع می شوند و [بر همان محور] از هم جدا می شوند؛

5. مردی که در خلوتها خدا را یاد کند، پس [با یاد خدا] از دو چشمش اشک جاری شود؛

6. مردی که زنی دارای مقام و زیبایی او را [به کار خلاف عفّت] دعوت کند، پس [جواب او را یوسف گونه] بگوید: من از خدای پروردگار جهانیان [ که در همه جا حضور دارد] می ترسم؛

7. مردی که صدقه ای داده است پس [آن چنان] آن را مخفی کرده است که [گویا] حتّی دست چپ نفهمیده است آنچه دست راستش انفاق کرده است.»[25]

ندای هر روز قبر

یاد قبر و قیامت و همین طور مرگ و حساب، در فاصله گرفتن انسان از دنیا و سازندگی روح انسان، نقش مهمّی دارد؛ از این گذشته، عامل تعیین کننده ای است برای آمادگی مرگ و قیامت که در روایات از آن به «استعداد للموت» یاد شده است؛ به ویژه اگر نیازهای آن عالم بیان شود.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اَلْقَبْرُ یُنَادِی فِی کُلِّ یَوْمٍ بِخَمْسِ کَلِمَاتٍ، اَنَا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ اَنِیساً، وَ أَنَا بَیْتُ الظَّلَمَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ سِرَاجاً اَنَا بَیْتُ التُّرَابِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ فِرَاشاً، اَنَا بَیْتَ الْفَقْرِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ کَنْزاً، وَ اَنَا بَیْتُ الْحَیَّاتِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ تَرْیَاقاً، وَ اَمَّا الْاَنِیسُ فَتِلَاوَه الْقُرْآنِ، اَمَّا السِّرَاجُ فَصَلَوه اللَّیْلِ وَ اَمَّا الْفِرَاشُ فَعَمَلُ الصَّالِحِ وَ اَمَّا الْکَنْزُ فَلَا اِلَهَ اِلَّا الله وَ اَمَّا التَّرْیَاقُ فَالصَّدَقَه؛[26]و[27]

قبر هر روز با پنج جمله، ندا می دهد: من خانة تنهایی هستم، پس انیس و همرازی به سوی من بیاورید. من خانة تاریکی هستم، پس به سوی من چراغ همراه آورید. من خانه خاکی هستم پس فرش همراه داشته باشید، من خانه فقر و نداری هستم، پس [سرمایه و] گنج همراه بیاورید و من خانة مارها هستم پس پادزهر با خود حمل کنید؛ اما همراز، تلاوت قرآن می باشد، امّا چراغ [قبر] پس نماز شب است،و اما فرش، پس عمل نیک، و گنج [عالم قبر] [کلمه توحید و گفتن] لا اِله اِلّا الله است، و پادزهر آن، صدقه است.

پاداش شهدا

شهادت، مقام بس والایی است که به عنوان بهترین آرزوها برای پیشوایان و پاکان و اولیای الهی مطرح بوده است. در ماه رمضان که دعا مستجاب است در اعمال شبهای ماه رمضان یکی از دعاها این است: «وَ قَتْلاً فی سَبیلِکِ فَوَفّقْ لَنا؛[28] توفیق شهادت در راه خودت را به ما عنایت کن.»

زنده بودن فرهنگ شهادت در جامعه هم آثار دنیوی دارد؛ چرا که جامعه را همیشه در مقابل دشمن زنده نگه می دارد و از دنیا فاصله می دهد و هم آثار گرانسنگ اخروی دارد؛ چرا که به شدّت، انسان را برای رفتن به آن دنیا آماده می سازد.

زنده نگه داشتن فرهنگ شهادت و یاد شهدا، راههای مختلفی دارد. یکی از آنها بیان ثواب و فضایل شهادت و شهدا است.

رسول خدا (ص) فرمود: «لِلشَّهِیدِ سَبْعُ خِصَالٍ مِنَ اللَّهِ أَوَّلُ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِهِ مَغْفُورٌ لَهُ کُلُّ ذَنْبٍ وَ الثَّانِیَةُ یَقَعُ رَأْسُهُ فِی حَجْرِ زَوْجَتَیْهِ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ وَ تَمْسَحَانِ الْغُبَارَ عَنْ وَجْهِهِ تَقُولَانِ مَرْحَباً بِکَ وَ یَقُولُ هُوَ مِثْلَ ذَلِکَ لَهُمَا وَ الثَّالِثَةُ یُکْسَی مِنْ کِسْوَةِ الْجَنَّةِ وَ الرَّابِعَةُ یَبْتَدِرُهُ خَزَنَةُ الْجَنَّةِ بِکُلِّ رِیحٍ طَیِّبَةٍ أَیُّهُمْ یَأْخُذُهُ مَعَهُ وَ الْخَامِسَةُ أَنْ یَرَی مَنْزِلَتَهُ وَ السَّادِسَةُ یُقَالُ لِرُوحِهِ اسْرَحْ فِی الْجَنَّةِ حَیْثُ شِئْتَ وَ السَّابِعَةُ أَنْ یَنْظُرَ فِی وَجْهِ اللَّهِ وَ إِنَّهَا لَرَاحَةٌ لِکُلِّ نَبِیٍّ وَ شَهِیدٍ؛[29] برای شهید، هفت خصلت است [که] از طرف خداوند [عطا می شود]:

1. اولین قطره از خون او [که ریخته می شود،] خداوند، تمام گناهان او را می بخشد؛ 2. دوم اینکه سرش بر دامن دو همسرش از حور العین قرار می گیرد. و غبار را از چهره او پاک می کنند و می گویند مرحبا بر شما و شهید نیز این جمله را به آن دو می گوید؛ 3. سوم اینکه کسوتی از کسوتهای بهشت بر او پوشانده می شود؛ 4. چهارم اینکه نگهبانان بهشت هر یک با رائحه خوشبوی بهشتی به استقبال او می شتابند؛

5. پنجم اینکه جایگاهش را [در بهشت] می بیند؛

6. ششم اینکه به روح او گفته می شود در بهشت هر جا می خواهی گردش کن؛

7. هفتم اینکه به وجه الهی نظر می کند که این نگاه باعث راحتی هر پیامبر و شهیدی می شود.»[30]

ثواب زیارت امام حسین(ع)

از امتیازات بزرگ تشیّع، توجّه شدید به زیارت قبور پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار: است؛ هر چند زیارت اهل قبور و پاکان به شیعه اختصاص ندارد و اهل سنت، غیر از وهابیت نیز به این امر، توجّه و علاقه دارند. زیارت امامان، آثار شگرفی دارد که می تواند در آگاهی و سازندگی افراد و جامعه مؤثر باشد. زیارت، باعث آگاهی و آشنایی با سیره امامان و احوال آنها می شود که در واقع، رفتار آنها اسلام مجسّم است و باعث قرب روحی به آنها می شود و همین طور، پاک شدن از گناهان و ثوابهای فراوان را در پی دارد.

امام باقر(ع) فرمود: «لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیَارَةِ الْحُسَیْنِ مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَیْهِ حَسَرَاتٍ قُلْتُ وَ مَا فِیهِ؟ قَالَ مَنْ أَتَاهُ تَشَوُّقاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ صَدَقَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ نَسَمَةٍ أُرِیدَ بِهَا وَجْهُ اللَّهِ وَ لَمْ یَزَلْ مَحْفُوظاً سَنَتَهُ مِنْ کُلِّ آفَةٍ أَهْوَنُهَا الشَّیْطَانُ وَ وُکِّلَ بِهِ مَلَکٌ کَرِیمٌ یَحْفَظُهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ وَ مِنْ تَحْتِ قَدَمِهِ فَإِنْ مَاتَ سَنَتَهُ حَضَرَتْهُ مَلَائِکَةُ الرَّحْمَةِ یَحْضُرُونَ غُسْلَهُ وَ أَکْفَانَهُ وَ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَ یُشَیِّعُونَهُ إِلَی قَبْرِهِ بِالِاسْتِغْفَارِ لَهُ وَ یُفْسَحُ لَهُ فِی قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ وَ یُؤْمِنُهُ اللَّهُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ وَ مِنْ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ أَنْ یُرَوِّعَانِهِ وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَی الْجَنَّةِ وَ یُعْطَی کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ وَ یُعْطَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ نُوراً یُضِی ءُ لِنُورِهِ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ یُنَادِی مُنَادٍ هَذَا مِنْ زُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ شَوْقاً إِلَیْهِ فَلَا یَبْقَی أَحَدٌ فِی الْقِیَامَةِ إِلَّا تَمَنَّی یَوْمَئِذٍ أَنَّهُ کَانَ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَیْن؛[31] اگر مردم می دانستند که چه فضیلتی در زیارت حسین(ع) است از شدت اشتیاق [به زیارتش] می مردند و از حَسرَت آن، جانهایشان از بدنها جدا می شد.

[راوی می گوید] گفتم که چه [فضیلتی] است. امام باقر(ع) [در بیان ثواب زیارت آن حضرت] فرمود:

هر کس از روی اشتیاق برای زیارت آن حضرت برود، خداوند برای او ثواب هزار حج قبول شده و هزار عمرة پذیرفته شده، و ثواب هزار شهید از شهدای جنگ بدر، و ثواب هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب هزار بنده آزاد کردن در راه خدا برای او می نویسد و در آن سال از هر آفت و بلایی محفوظ می ماند که کم ترین آنها شیطان است و برای او ملکی گماشته می شود که او را از مقابل رُو و پشت سر و راست و چپ و بالای سر و زیر پایش حفظ می کند.

و اگر همان سال بمیرد، ملائکه رحمت الهی در حالی که غسل و کفن می شود نزد او حاضر می شوند و برای او از خداوند طلب مغفرت می کنند و او را تا قبرش استغفار گویان تشییع می کنند؛ و قبرش تا جایی که چشمش می بیند توسعه می یابد و خداوند او را ایمن می کند از فشار قبر و از اینکه وی را نکیر و منکر بترسانند و دری به سوی بهشت برای او گشوده می شود و [در روز قیامت] نامة اعمالش به دست راستش داده می شود، و نوری در روز قیامت به او عطا می شود که آن نور بین مشرق و مغرب را روشن می کند، آن گاه منادی ندا می کند: این شخص [با این همه منزلت] از زوار قبر حسین بن علی(ع) است که با اشتیاق، او را زیارت کرده است. پس احدی در قیامت باقی نمی ماند؛ مگر آنکه آرزو می کند: ای کاش! از زوّار حسین(ع) بود.»

عروج معرفت، بام حسین است

لبم لبریز از جام حسین است

اگر جراح قلبم را شکافد

میان سینه ام نام حسین است

پی نوشت ها:

[1]. ماه مبارک رمضان نیز با توجه به فرصتهای متعددی که برای ارائه مطالب دینی وجود دارد، در برخی مجالس می تواند از مواردی باشد که مبلّغ نیاز به مطالب و منبرهای فوری و اضطراری پیدا کند.

[2]. خوب است مبلّغان عزیز، دفترچه جیبی داشته باشند و این گونه احادیث را در آن یادداشت کنند.

[3]. مفاتیج الجنان، شیخ عباس قمی، قم، انتشارات مطبوعات دینی، 1377 دعای ابو حمزه ثمالی.

[4]. «مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکا.»

[5]. معلوم می شود در این عالم خیلی چیزها با هم ربط دارند و ما بی خبریم؛ آری مجالس علما تازیانه سلوک و حال پیدا نمودن در نماز است که وقتی نباشد، حال می رود.

[6]. بارها پیش آمده است که ناگهان از طرف زندان می آیند و از روحانی می خواهند که برای سخنرانی برود، و یا سخنرانی را آماده کرده ایم، بعد چهره هایی را در مجلس می بینیم که بهتر است درباره توبه صحبت شود. یک لحظه چنین تصمیمی می گیریم. حدیث ذیل برای چنین مواردی مناسب است.

[7]. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری (محدث نوری) قم، مؤسسه آل البیت، 1408 ه . ق، ج12، ص131، ح3، (شماره 1370) باب 87 از باب وجوب اخلاص التوبه؛ بحار الانوار، مجلسی، بیروت، ج6، ص35 36.

[8]. گاه پیش می آید که منبری برای شب قدر آماده شده است؛ ولی جلسات در مسجد و یا منازل و حسینیّه متعدد می شود و مستمعان هم همه یکی، و فرصتی برای مطالعه بیش تر نیست. امثال حدیث فوق برای موارد اضطراری این چنین مفید است. برخی مساجد اوّل و آخر شب سخنرانی دارند، گاهی روحانی متوجه رسم آنجا نیست، باز از این گونه حدیث می شود استفاده کرد.

[9] . وسائل الشیعه، حر عاملی، قم، آل البیت، 1409 ه. ق، ج8، ص20.

[10]. مواعظ العددیه، علی مشکینی، نشر الهادی، قم، ص195.

[11]. این حدیث برای تشویق به جماعت، صلح بین افراد، تشییع جنازه و .. مناسب است.

[12]. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، آل البیت، قم، 1408 ق، ج4، ص474؛ سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص599 و الحکم الزاهرة، علی رضا صابری، جامعه مدرسین، قم، ج1، ص375.

[13]. این حدیث در مجالس مختلف قابل استفاده است.

[14]. مستدرک الوسائل، ج12، ص 173، باب 101؛ نوادر و اثنی عشریه، سیدمحمد حسینی عاملی، ص155.

[15]. هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود.

[16]. افتاده گی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.

[17]. خصال، صدوق، ترجمه مدرِّس گیلانی، انتشارات جاویدان، ص261، ح 675 و من لایحضره الفقیه، صدوق، النشر الاسلامی، قم، 1413ق، ج3، ص573، روایت 4960.

[18]. کفعمی، مصباح، فصل 43، ص514، و بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ج87، باب 47، ص5، ح 8.

[19]. بحار الانوار، ج71، ص257 و امالی، شیخ صدوق، ص143و الحکم الزاهره، علی رضا صابری، ج1، ص377.

[20]. این حدیث در ختمها و ... مناسب است.

[21]. الحکم الزاهره، علی رضا صابری، ج1، ص145؛ بحار الانوار، ج80 ص21 و فلاح السائل، ص19.

[22]. مواعظ العددیه، ص 125.

[23]. این حدیث برای مجالس علما، مسئولان، بازاریان و ... مناسب است.

[24]. خصال، صدوق، ص280، روایت 718.

[25]. این حدیث برای مدارس، جوانها و ... مناسب است.

[26]. مجموعه ورّام، ابی الحسین ورام، ص200 و الدعوات، قطب الدین الراوندی، مدرسة الامام المهدی4، قم، 1407 ق، ص258.

[27]. این حدیث برای مجالس وعظ و ختم مناسب است.

[28]. مفاتیج الجنان، شیخ عباس قمی، اعمال شبهای ماه رمضان.

[29]. تهذیب، شیخ طوسی، دار الکتب الاسلامیّه، تهران، 1365 ش، ج6، ص121، باب 54، فصل جهاد، ح3.

[30]. این حدیث برای جلسه و ختم شهدا مناسب است.

[31]. کامل الزیارات، ابن قولویه قمی، دار المرتضویه، نجف، ق، باب 56، ح3، ص143.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۸ شهریور۱۳۹۲ساعت 15:9  توسط عاشـور عاشوری  | 

مطالب قدیمی‌تر